X
تبلیغات
♥ ℒℴνℯ ♥

♥ ℒℴνℯ ♥

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

parastoooo

ParasToo  Is My Love 

                                    

           ParasToo       

                          

    ashegheshaam       


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ساعت 14:47 توسط dor$a |

...


نه صدایش را نازک می کرد و نه دستانش

 

را اردی از کجا باید به گرگ بودنش شک

 

می کردم ؟؟؟؟


+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 13:55 توسط dor$a |

...

ے کاغذ سپيد کہ همه ے دردهايم را بہ دوش ميکشے

يکبار ديگر رويت مے نويسم :

/ بے نهايت دوستش دارم / …



+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1391 ساعت 23:58 توسط dor$a |

...

بهم گفت دنیام مث مداد رنگی و تو هم قشنگترینــ رنگ زندگیمیــ.... رفتو دیگه پیداش نشد...بش گفتم شاید قشنگترین مداد رنگی نبودم یا حتی شاید رنگی بودم ک ازم متنفر بودی ولی برا کامل کردن نقاشیت هرچیم باشم بهم نیاز پیدا میکنی....


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 21:35 توسط dor$a |

بیااا

امشب دلم خیلی گرفته چندسال که دلم خیلی گرفته اما امشب

 

دیگه میخوام 

 

حرف بزنم میخوام بگم که دیگه نمیتونم ساکت بمونم دیگه نمیتونم 

 

هیچی نگم دیگه

 

خستم از این همه ظاهرسازی از این خنده های الکی از این 

 

احساس رضایت

 

ظاهری. هیچ کی نمیفهمه که عاشقم حتی خودتم  اینو نمیخوای

 

بفهمی همش به

 

همه میگم من ازت متنفرم اما نیستم بخدا نیستم.چندساله که

 

ندیدمت اما یک ثانیه

 

هم از فکرم و قلبم بیرون نرفتی.اخه دردمو به کی بگم به کی؟ تا

 

کی باید دوریتو

 

تحمل کنم اخه پس کی میخوای بیای؟همش میگی دارم برات فیلم

 

بازی میکنم مگه

 

یه  ادم چقد میتونه پشت نقابش پنهون بشه یعنی انقد

 

بازیگر ماهریم و خودم خبر

 

ندارم؟ میدونی دلم چی میخواد؟اینکه بیای سراغم و فقط بهم بگی

 

چرا ترکم کردی

 

فقط همینو بهم بگو تو چشام نگاه کن و بهم بگو بگو چرا دیگه منو

 

نخواستی.میدونی

 

چقد دنبالت گشتم؟هرجا که میرم چشام فقط دنبال تو میگرده.تمام

 

ارزوم اینه که

 

فقط یه بار ببینمت و باهات حرف بزنم  تو بغلت گریه کنم  بگم که

 

بدونت چی کشیدم

 

هرچند خودت میدونی .

 

توروخدا یه بار بیا فقط بذار از دورم که شده فقط یه دقیقه نگات کنم

 

حتی بعد از

 

چندسال زندگی حق اینم ندارم؟

 

چرا وقتی مال توام باید در حسرتت باشم؟من هیچ وقت کسی رو

 

به اندازه تو دوس

 

نداشتم

 

تو که اینو خوب میدونستی....

 

بیا  .... عشقم نفسم  میترسم بمیرم و تو حسرت دیدنت بمونم...


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391 ساعت 22:34 توسط dor$a |

H


+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1391 ساعت 20:47 توسط dor$a |

دلم

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم
برای اینکه نگذارم بیایند ..


+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1391 ساعت 20:22 توسط dor$a |

تا کی ؟

مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد ... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!!
خـورشـیـدکـه تـابـیـد ... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد ... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . .


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ساعت 15:16 توسط dor$a |

بغض...

وقــتــی خستـــه ام ،

وقــتــی کــلافــه ام ،

وقــتـــی دلــتنــگـــم ،

غـــــرورم را نمی شکنــم !

دلــــت را نمی شکنـــم !

در ایــن دلتنـــگـــی هـــا ،

زورم به تنهـــا چیــزی کــه می رســـد

ایــن بـــغـــــضِ لـعــنــتــــــی اســت ... !


واقعیت  :

چند بار بهش گفتم دووست دارم اما باور نکرد یا شایدم کرد براش مهم نبود!!به دلم افتاده که دوسم نداره ! اما نمیدوونه روز به روز بیشتر عاشقش میشم !!!

خدا کنه بالاخره باور کنه ...

شنبه برای اولین بار از نزدیک میبینمش....

دعااا کنید ...


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ساعت 21:43 توسط dor$a |

کاش..

کاش اون لحظه که یکی ازت می پر3 *حالت چطوره؟*

وتو جواب میدی:*خوبـــم*

کسی باشه که محکــم بغلت کنه

وآروم تو گوشت بگه:*میدونم خوب نیستی...*


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 ساعت 15:17 توسط dor$a |

*My love*

خداوندا از آن می ترسم که روزی رسد

که تمام آرزوهایم را همچو گلی پژمرده ببینم

 

خداوندا مگذار زیر قطرات باران چون ذره ای خاک له شوم و از پا در آیم

خداوندا مگذار غم و اندوه باورهای مرا به بی راهه بکشند

 

خداوندا دستهایم را برای کمک به سویت دراز کرده ام

مگذار حمکت و قسمتت را چون جبر ببینم

 

خداوندا گوش کن با تو می گویم و از تو می خواهم



خدایا یه کاری کن که من و پ تا اخره عمر باهم دوست باشیم و من عاشق اون من و از اون جدا نکنن


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 0:25 توسط dor$a |

بچه ها خبر خبر

این شخصی که در ادامه باهاش اشنا میشین عشقمه ......

بقیه تو ادامه مطالب...

راستی رمز داره ..


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1391 ساعت 12:36 توسط dor$a |

..

اخه چرا؟

               چرا من؟

اصن چرا؟

            چرا من همیشه باید عاشق دخترایی بشم که ازم بزرگترن؟

چرا من بهشون نمیرسم؟؟

              گناهم چی بوده؟؟

خدایا نه دیگه نه !! به خدا طاقتش و ندارم

            خدا جون من تازه داشتم خوب میشدم!

چرا؟بگوو فقد چرا؟

اگه ایندفع این عاشقم نشه یا ولم کنه

           واقعا خودم و میکشم قسم میخورم به جونه خودش

دوسش دارم خیلی :X


+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1391 ساعت 2:38 توسط dor$a |

دنیا

دنیا را به بازی گرفتم،باختم

دنیا را سخت گرفتم،اُفتادم

دنیا را دوست داشتم،مُردم

... لعنتی سرسازش ندارد

امروز دنیا را به خواب گرفتم

آرام در برم خوابید!


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ساعت 15:26 توسط dor$a |

علم

علم روانشناسي می‌گوید:
وقتی یک نفر خیلی می‌خندد،حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده، بدانید او از درون عمیقا غمگین است.
اگر یک نفر خیلی می‌خوابد، بدانید که تنهاست.
اگر یک نفر کم حرف می‌زند و وقتی هم... که حرف می‌زند سریع حرفش را می‌گوید و بعد دوباره سکوت می‌کند، بدانید که رازی در سینه دارد.
وقتی یک نفر نمی‌تواند گر

یه کند، بدانید ضعیف است.
وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و با حجم زیاد غذا می‌خورد، بدانید که تحت تنش قرار دارد.
وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه می‌کند، یعنی رقیق القلب و معصوم است.
وقتی یک نفر سریع به خاطر چیزهای کوچک عصبانی می‌شود، یعنی درگیر عشق است......


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ساعت 13:10 توسط dor$a |

خودم

وقتی خودم اینقد بهش رو دادم که الان به خودش جرأت بده تو روم وایسه،از کی گله کنم؟

وقتی خودم تموم اسرار زندگیم رو بهش گفتم الان که ازش جدا شدم میترسم اسرارم رو همه بدونن،از کی گله کنم؟

وقتی خودم جلوی هر حرفی که میخواست بزنه کوتاه میومدم الان که فکر میکنه من خرشم و میخواد سوارم بشه،از کی گله کنم؟

وقتی خودم اونجاهایی که میتونستم مچشو بگیرم ولی به روی خودم نیاوردم الان که داره منو نفهم فرض میکنه،از کی گله کنم؟

وقتی خودم................


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ساعت 13:21 توسط dor$a |

کاش ...

روزی که دیدمت آرام خندیدم

به خود گفتم:زندگی

زیبا بود...

آه...

... ولی افسوس او مرا هرگز ندید

حتی پرپر شدنم را در جلوی پاهانش

روزی که رفت من هم رفتم

او به دوام و من به فنا

کاش هرگز او را نمیدیدم کاش

روزی که دیدمش دنیا آبی بود

زیبا بود

مثل خواب

مثل برف

مثل باران

ولی رفتنی...

اما حال دنیا سیاه است

مثل کابوس

مثل سرما

مثل شب

ولی تا کی؟

کاش هرگز نمیدیدمت کاش


+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391 ساعت 22:13 توسط dor$a |

گاهی.

گاهــی دِلــَم می خواهــَد وَقتی مِثلــِ کــُودَکــی هایـَـ ـ ـم بـُغضـ می کــُنمـ...

خــُدا از آسـِ ـ ـمان بـِه زَمینــ بــِیــایـَد...

اَشـکــ هایــَم را پاکـ کــُند...

دَســتانـَم را بــِگیرَد...

و...

بــِگویــََد:

اینـجا آدَما اَذیــَتِتــ می کـُننــ...

بیـا بــِریــم...


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ساعت 15:54 توسط dor$a |